تبلیغات
دنیای درخشان سونیکـــــ ^_^ - ادامه داستان قسمت (2)
ادامه داستان قسمت (2)
سلام به بروبچ سونیکی من اومدم که ادامه داستانو بگم حتما خیلی کنجکاوید که آخرش چی میشه بچه ها این قسمت دختره خواهرشو پیدا میکنه اما عجله نکنید ادامه داره قربونتون برم 
خوب پس بزن بریم 
پسرک جوان خیلی جدی پی جو این ماجرا بود وسعی میکرد عصبانیتشو کنترل کنه دخترک خیلی نگران بود واز پسرک جوان خواهش کرد که همچی یو بهش بگه خلاصه پسر سیر تا پیازه قضیه را گفت دخترک اشک در چشهایش حلقه زد وبا چهرها ای پریشان گفت یعنی او بچه که اسمش فاطمه است خواهر منه ومادر پدر تو سعی کردن مخفیش کنن پسرک گفت آره اما مطمئنا نیستم فردا خبر واقعیشو میدم امیدوارم خوب باشه پسرک رفت پیشه دختر کوچولو وگفت مادر پدرت اسمش چیه بعداز گفتن اسم مادر پدش اونو تقیب کرد همچی یو دید ناگهان رفت تو وگفت مامان توسعی کردی که این خواهرشو پیدا نکنه دخترددختر کوچو لو این مادر پدر قلابین تویک خواهر داری اون هم خانم معلمه امااونا زندانیش کردن ناگهان مادرگگفت چی میگی دختر ناراحت شد واز خانه زد بیرون پسرک گفت ازتوون انتظار نداشتم وپسرک رفت وهمچی گفت که خواهرت همونه ودخترک گفت پس کوش گفت الان میرم دنبالش پسرک رفت واوردش ومثل دوفرشته همدیگه را بغل کرده اشک در چشم پسره حلقه زد پچه خیلی صحنه ی عالی بود خلاصه این دوخوااهر به هم رسیدن ودخترک از پسره تشکر کرد ودخترک باخواهررش رفتن خونشون وحسابی این دوخواهر باهم خوب بودن مثل فرشته ها همدیگه را دوسست داشتن 
بچه قسمت آخر بمون واسه یک روزه دیگه 
چطوووررررربوووود 

[ یکشنبه 17 مرداد 1395 ] [ 12:10 ق.ظ ] [ رریتی امی ] [ نظرات () ]
آخرین مطالب